شیرین تر از عسل(حدیث امام جواد)
به نام خدا با بچه ها رفتیم در خونه ی پویا و پونه و شروع کردیم به در زدن. که با صدای بد اخلاق و بلند پویا رو به رو شدیم که می گفت:"کیه؟؟" (بچه ها کلی خندیدند...)(اگه فیلمش به دستم برسه میذارم که ببینید😊) ریشه ی همه ی این بداخلاقی ها و بی اعصابی ها شب دیر خوابیدن های جناب پویا خان بود،که به بچه ها توصیه شد شب زود بخوابند!😉) تو کلاس های تابستونی پونه یکی از بچه ها،بی اجازه یکی از خوراکی های مریم،دوست پونه رو برداشته بود و بچه های دیگه به جای این که بگویند این کار اشتباهه شروع به خندیدن کرده بودند.... این داستان،مقدمه ای شد برای حدیث این جلسه مون👇👇👇👇 به جای کلمه پوچ،از کلمه بد استفاده کردیم.👆 ...
نویسنده :
یکی از ما
14:07






